شيخ حسين انصاريان

356

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

الَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَقِّ » « 1 » آيا براى اهل ايمان وقت آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و قرآنى كه نازل شده نرم و فروتن شود ؟ با شنيدن اين آيه ، انقلابى عجيب در درونش پديد شد . بر همان بام به حضرت حق عرضه داشت : اگر به من مىگويى ، چرا ، وقتش رسيده . از بام به زير آمد و حركت كرد . به وقت سحر به محلّى رسيد كه كاروانى بار انداخته بود . قافله سالار ، اهل قافله را آرام آرام صدا مىزد كه برخيزيد بار كنيد ، مبادا به حملهء فضيل عياض برخورد كرده سرمايهء خود را از دست بدهيم . با گريه‌اى حزين و دلى شكسته صدا زد : قافله سالار ، قافله را مترسان ، سگى كه از او مىترسيديد نيمه شب گذشته او را به بند كشيده و مردم را از شرّش خلاص كردند . او به تدريج صاحبان كالاها را راضى و به منافع معرفت رو آورد ، تا پس از مدّتى از عارفان عاشق شد و شاگردانى عارف تربيت كرد و كلمات نورانى در مسائل عرفانى و تربيتى از خود به يادگار گذاشت . حكايت قوم يونس و بهلول نبّاش و بشر حافى ، شناخته شدهء تمام اهل ايمان است كه با جرقّه‌اى الهى و بارقه‌اى ملكوتى عاقبت به خير شدند و از شرّ دنيا و آخرت در امان رفتند . مسألهء عاقبت به خيرى آن قدر مهم است كه انبيا و امامان و اولياى الهى در دعاهاى خود از حضرت حق با اصرار درخواست آن را داشتند . عراقى شوريده حال مىگويد : اى هواى تو مونس جانم * مايهء درد و اصل درمانم

--> ( 1 ) - حديد ( 57 ) : 16 .